|
ادامه بررسی مباحثه مارکو و فیلیپ درمورد تمایز خدای پدر و پسر ... |
||||
|
|
1. 1- ايشان زمانی که می خواستند به ما بفهمانند که ما تعلیم تثلیث را خوب درک نکردیم، دوباره اشتباه بعدی خود را مرتکب شدند و گفتند بسته به تعریف شخص ، خدا را می شود یک شخص یا 3 شخص دانست!!!! من چون می دانستم مسئله به این سادگی نیست به او گفتم عوامفریبید. جناب ف و امثال ایشان از جوان بودن کلیسای ایران نهایت سوء استفاده را می کنند و با یک سری اصطلاحات سنگین اما بی محتوا ، سعی در فریب ایمانداران دارند اگر مسئله به اين سادگي بود اين همه در تاريخ كليسا تثليثيان يهوديان را به قتل نمي رساندند چون مي توانستند مثل جناب فيليپ فكر كنند و بگويند يهوديان تعريف ديگري از شخص دارند پس به اين دليل بود كه به جناب فيليپ گفتم عوامفريب .
2. برای من جالب بود که این مباحثه باعث شد که یک سری از بحث های پشت پرده 3 گانه انگاران ، بازگو شوند که شاید در حالت عادی هیچ وقت مطرح نمی شد. مثلا گفته شد استفاده از كلمه " شخص" برای بیان روابط پدر و پسر و روح القدس مناسب نیست و بهتر است بگوئیم تمایز نسبی و یا تشخص نسبی که اگر هر خواننده ای با دقت به این واژه ها توجه کند به زودی در خواهد یافت که اثری از تثلیث آنتولوجیک باقی نمی ماند و تثلیثیان با جهتی که جناب ف به آنها داد ، باید به سمت تثلیث اکونومیک پیش روند که تعلیم ما از تعلیم تثلیث اکونومیک خیلی دور نیست.
3. 3. بعد ایشان به یوحنا 5:17 اشاره کردند که به دلیل کمبود کاراکتر نتوانستم توضیح دهم. ولی برای پاسخ به ایشان به مکاشفه 22 اشاره کردم ، یعنی زمانی که تمام لعنت ها برداشته می شود و آخرین دشمن که مرگ است از بین می رود. و اشاره کردم که برای اولین بار در این باب با اصطلاح تخت خدا و بره برخورد می کنیم و می بینیم که بره ای که در سمت راست تخت ایستاده بود با تنها تخت نشین یک وجود شدند وبا اين حال بازهم تخت فقط یک نشیننده دارد که این تاکیدی بود بر اینکه پسر و پدر یک هستند که جناب ف به این مسئله پاسخ ندادند. چون فرنودی که داشتند که پدر و پسر در یک رابطه جاودانی هستند با این آیه فرو می ریخت.
خلاصه ای از دلايلي که در این مباحثه داشتم : 1. من سعی کردم به تمام خوانندگان بفهمانم که تمایز پدر و پسر در ذات الهی و انسانی آنها است و نه اینکه آنها دو شخص جدا باشند، برای همین در راند 3 این مسئله را شکافتم و جناب ف گفتند این ربطی به بحث ما ندارد که من اصلا چنین چیزی را قبول ندارم چون حتی اگر دقت کرده باشید از ابتدا به اصطلاح غیر کتاب مقدسی خدای پسر اعتراض کردم و باید کمک می کردیم تا خوانندگان تمایز کتاب مقدسی پدر وپسر را خوب درک کنند.
2. دلیل دومی که آوردم از کتاب اول تیموتاوس باب 2 آیه 5 بود که می گوید "زیرا خدا یگانه است و در میان خدا و انسان یک متوسطی است ، یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد " و اشاره کردیم که این آیه به زیبایی استقلال عیسی انسان از خدای یگانه را بیان می کند و این آیه می توانست پاسخ معمای خیلی از تثلیثیان باشد و برای همین از جناب فیلیپ 3 سوال پرسیدیم:
شفاعت این انسان به چه كسي بود؟ به پدر ، به روح القدس و پدر یا به هر 3 اقنوم ؟ چون در اینجا از خدای یگانه صحبت شده و این خدای یگانه از دید تثلیثیان 3 شخص می باشد و جناب فیلیپ پاسخی دادند که بسیار باعث تعجب ما شد و این پاسخ نشان از این دارد که او در مخمصه عجیبی گیر کرده است. او گفت هر سه حالت ممکن است که با منطق کتاب مقدس چنین چیزی محال است. او گفت هم می تواند به پدر باشد که نقض این جواب در این است که پس تنها خدا پدراست و دو اقنوم دیگر خدا نخواهد بود. چون پولس در این آیه از خدای یگانه صحبت کرده است، همان خدای یگانه ای که از نظر تثلیثیان 3 گانه است. جواب دوم ایشان این بود که اشکالی ندارد که پسر به روح القدس و پدر شفاعت کرده باشد. ولی با شک جواب دادند و اضافه کردند که البته چون استناد قوی نداریم که پسر به روح القدس شفاعت کند نمی توانیم با قطعیت نظر دهیم که این جواب او نیز خواننده را نمی تواند راضی کند ، چون از دید کتاب مقدس روح القدس توسط پدر وپسر فرستاده می شود و حال چگونه امکان دارد که شخص سومی که توسط پسر فرستاده می شود خود پسر حال به او شفاعت کند؟ حالت سوم این بود که پسر در ذات انسانی به هر سه اقنوم شفاعت کرده است. که مشکل این جواب این است که پسر در ذات انسانی با پسر در ذات الهی ارتباط برقرار می کند که این مسئله فرستاده شدن پسر را زیر سوال می برد. چون اگر قرار باشد که پسر در ذات انسانی مرده باشد و بدین وسیله بهای گناه ما را پرداخت کرده باشد و حالا در بعد انسانی شافی ما باشد. متوسط باشد و ... پس باید به این انسان بیشتر از خدای پسر تبریک گفت. خدا را شکر که در زیر نور الهی آموزه تثلیث دارد فرو می ریزد.
4. ایشان به آیه یوحنا 24:17 اشاره کردند ، آنجایی که مسیح به پدر می گوید مرا پیش از بنای جهان محبت نمودی. ما به جناب فیلیپ 3 آیه نقل کردیم که به او نشان دهیم که برگزید گی مستلزم محبت است. ایشان با یک منطق بسیار پوچ و بچه گانه سعی کردند به قول خودشان به این 3 آیه پاسخ دهند. اولین آیه ارمیا باب 31 آیه 3 بود که خداوند می گوید با محبت ازلی تو را دوست داشتم و مخاطب این آیه اسرائیل است نه ارمیا . به نظر می رسد که جناب فیلیپ به این مسئله دقت نکردند. کلید درک این آیه در این نیست که خدا با محبت ازلی اسرائیل را دوست داشته و یا هر چیز دیگري ، بلکه وقتی از لغت" ازلی " استفاده می شود، ازلی به معنی چیزی که شروع ندارد و حتی جالب این است که جناب فیلیپ برای اثبات ابدی بودن کلمه از همین منطق استفاده کردند و حالا جالب این است که ایشان به این منطق خرده می گیرد. وقتی خدا می گوید با محبت ازلی، یعنی پیش از اینکه حتی اسرائیل به وجود بیاد خدا او را محبت كرد. برای درک این آیه و برای نشان دادن پوچ بودن تفکرات جناب فیلیپ، آیه ای دیگر می خواهم نقل کنم. در ارمیا باب 1 آیه 3 اینطور می خوانیم "قبل از آنکه تو را در شکم صورت بندم تو را شناختم و قبل از بیرون آمدن از رحم تو را تقدیس نمودم و تو را نبی امتها قرار دادم".. در این آیه به زیبایی خدا نشان می دهد که چطور حتی قبل از اینکه ارمیا متولد شود او را شناخته و حتی او را تقدیس کرده و حتی او را به عنوان یک نبی انتخاب کرده است. مشکل جناب فیلیپ این است که هنوز خوب خدا را نشناختند و جالب این است که در کتاب مقدس اسمهای برگزید گان پیش از تولد آنها در کتاب حیات بره ثبت شده است (مکاشفه 8:13) . پس اینکه جناب فیلیپ می گوید باید حتما چیزی وجود داشته باشد تا محبت کرده شود منطق خودشون است و نه منطق کتاب مقدس. در مورد 2 آیه دیگر ما تفسیر اشتباهی نکردیم و بافت آیه به ما نشان می دهد که خدا قبل از تولد یعقوب او را دوست داشته است و گفتن اینکه پولس این منظور را نداشت عوامفریبی جدید جناب فیلیپ است.
5. درباره معنی لوگوس، هر خواننده انجیل یوحنا می داند که یوحنای رسول با دقت خاصی واژه های خود را گزینش کرده است. اغلب این واژه ها معانی متعددی دارند و مترجم ناگزیر باید یکی از آنها را برگزیند. واژه لوگس که مورد استفاده یوحنا است برای مخاطب یونانی زبان مفاهیمی چون خرد را در بر داشت. بعضی از دانشمندان 30 معادل را برای واژه لوگس پیدا کردند. در صورتی که لوگس را به عنوان ترجمه دقیق DAVAR و MEMRA در نظر بگیریم مشکل تثلیثیان تشدید می شود. چون DAVAR و MEMRA به عمل سخن گفتن اطلاق می شود و هیچگونه فضایی برای تمایز شخصی بین صادر کنند و صادر شونده باقی نمی ماند. که ما در این مورد با جناب فیلیپ مشکل نداریم. جناب فیلیپ با این اعتراف یکی از مشکلات ما را حل کردند.
6. از توليد پسر در امروز صحبت كرديم در حالي كه جناب ف حتي يك آيه مستقيم براي زايش پسر در ازليت نياوردند و فقط بعضي از ؛آيات را آوردند و نتيجه گيري كردند كه اين يعني زايش پسر در ازل و يك سري تئوري پوچ ديگر نيز مطرح كردند.
7. جالب اين بود كه وقتي از "ما" پيدايش 26:1 نقل قول كردم جناب ف به بنده اعتراض كردند. اعتراض جناب ف از اين جهت بود كه او مي دانست كه تفسیر "ما" پيدايش 26:1 كه يكي از اصلي ترين آيات تثليثيان براي اثبات جدايي 2 اقنوم است در حقيقت مي تواند در اين مبحث خطرناك باشد چون تفسير ما در مقابل تمام "من " هاي خدا در كتاب مقدس قرار مي گيرد و به نظر مي رسد كه جناب فيليپ از ياد برده بود كه "ما" پيدايش 26:1 يكي از مهمترين آيات تثليثيان براي اثبات جدايي پدر پسر و روح القدس است . جناب فيليپ مي دانستند كه استفاده از اين آيه چقدر مي توانست در اين مباحثه براي او خطرناك باشد . از راند 6 نمي خواهم خيلي صحبت كنم چون جناب فيليپ فرصت نكردند به همه موارد اين راند پاسخ دهند جز 2 مورد : 1- بحث محبت ازلي بود كه پاسخ داديم 2- مسئله لغت لوگوس بود كه به آن هم پاسخ داديم ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امیدوارم این مباحثه باعث برکت فرزندان حقیقی خدا شده باشد. هر که گوش دارد بشنود که روح به کلیسا چه می گوید. |
|
||
|
|
||||